کتاب زندگی چاپ دوم ندارد

 

   

ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال هست افتخارم . پدرجان باش و با بودنت باعث بودن من باش.
بــــــــــــــــابـــــــــــــــــــــــا جونم روزت پیشاپیش مبارکـــــــــــــــــــــ

                               

                                    الــــــــــــهــــــــــــه

+نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1392ساعت12:51توسط الهه و فائزه و سارا |
سلام بچه ها ما از مشـــــــــــــــ هـــــــــــــــــــــد برگشتیم

جمله تصویر ها زیبا و مفهومی

چن تا عکس نوشته زیبا هم تو ادامه مطلبه خاستین یه سر بزنین

ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1392ساعت21:21توسط الهه و فائزه و سارا |
عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

بچه ها تا بعد مشهـــــــــــــــد بابای

الــــ ـــــــ ـــ ـــــــ ــــــــــهــــ ـــــ ـــــ ــــــ ـــــــ ــــ ــه

+نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1392ساعت21:50توسط الهه و فائزه و سارا |
سلااااااااااااااااااام...
سلام بچه ها خوبین؟؟؟چه خبرا؟؟؟

اومدم بگم خیلی بی معرفتین که به ما سر نمیزنین...

خلاصه کنم حرفامو چون اصلا وقت ندارم...ما فردا،یعنی۴/۲/۱۳۹۲از طرف مدرسه(با کلی دنگ و فنگ)قراره بریم زیارت امام رضا(ع)مشهد...و ۸/۲/۱۳۹۲هم بر میگردیم...

برای همتون دعا میکنیم امسال سالی خوب داشته باشین...

خـــیـــلـــی خوشالم...چون اولاش مامانم اینا راضی نمیشدن ولی الان...دارم میرم هووووووووووووووووووورااااااااااا

خب کاری ندارین؟؟؟؟؟؟؟؟

خدافظ تا بعد مشهد...

+نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1392ساعت19:6توسط الهه و فائزه و سارا |
زندگی
مثل کبریت کشیدن در باد زندگی دشوار است......

من ..........

خلاف جهت اب شنا کردن را مثل یک معجزه باور دارم .

آخرین دانه کبریتم را می کشم در این باد

هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرچه بادآباد!

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت21:6توسط الهه و فائزه و سارا |
شیطان...

شیطان به رسول خدا گفت:

من طاقت دیدن شش خصلت در آدم ها را ندارم:

۱:وقتی بهم میرسند سلام می کنند

۲:با هم مصاحفه(روبوسی)می کنند

۳:برای هرکاری انشالله می گویند

۴:از گناه استغفار می کنند

۵:ابتدای هرکاری بسم الله می گویند

۶:تا نام حضرت محمد(ص) را می شنوند صلوات می فرستند

آیا میدانید!

هنگامی که مخواهید این پست را باز نشر کنید شیطان چه تلاشی میکند تا از آن جلوگیری کند؟؟

اگر میخوای شیطون رو رنج بدی، یاعلی(ع) باز نشر کنید.

برگرفته از وبلاگ:آسمون بارانی

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392ساعت19:57توسط الهه و فائزه و سارا |
وقتی...

وقتی من ایــــــــــــــن همه پست میزارم.......
و شماها حتی یـــــــــه کامنت هم نمیزارین....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.

دیگه حالی به آدم مـــی‌مونه؟!......نه والا

احـــــوالی به آدم مـــی‌مونه؟!.......نه بلا



+نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت16:29توسط الهه و فائزه و سارا |
....
+نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1392ساعت22:41توسط الهه و فائزه و سارا |
92
عیدتون جلو جلو مبارک 

رفقاااااااااااااااااااااااااااااااااااا

الهه

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1391ساعت12:19توسط الهه و فائزه و سارا |
چن تا جووووووووووک...
 

یه سوال

چرا وقتی یه نفر رو “هلو” خطاب میکنی ، لپاش گل میندازه و حال میکنه

اما بهش میگی “گلابی” بهش بر میخوره !؟

بابا میوه میوه است دیگه !

امیدوارم به توئه گلابی بر نخوره !

.

.

.

جوایزِ بانکِ صادرات اعلام شد !

۳ هزار میلیارد تومان برایِ یک نفر

یک بیلاخ برای هفتاد میلیون نفر !

.

.

.

پیامک خنده دار

دیگه تنها جایی‌ که میبینی‌ یکی‌ ۱۰، ۱۵ تا هندونه یجا میخره

کتاب ریاضیه  !

.

.

.

(میازار موری که دانه کش است…)

این شعر نشون میده ما از قدیم یک جورایی کرم داشتیم !

.

.

.

روش های رفتن به خارج !

۱_ با ماشین

۲_ با اتوبوس

۴_ با هواپیما

۵_ با قاچاق

۶- با فتوشاپ !

غضنفر داشته میرفته خونه

خونه شون هیشکی نبوده

میره رو پیغام گیر !

.

.

.


یادش بخیر !

یه روزی آدما به جای شماره

به هم دل می دادن !

.

.

.

میدونی وحشتناک ترین چیز توی دنیا چیه؟

این که از یک کابوس وحشتناک از جا بپری

و ببینی زندگیت از اون کابوس وحشتناک تره !

.

.

.

هر زنی ممکنه واسه همسرش ملکه نباشه

اما هر دختری واسه پدرش پرنسسه !

.

.

.

تو را دوست دارم به گرمی تخم مرغ که تازه افتاده از ک*و*ن مرغ !

.

.

.

ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند

بچه ها درس نخوانیدکه لیسانس ها بیکارند !

.

.

.

سلامتی نوشابه که خانواده داره

و خیلی ها ندارن !

.

.

.

دکمه پاور مغز توی دماغه

واسه همینه که وقتی انگشت میکنی تو دماغت میری تو فکر !

.

.

.

توصیه به پدران و مادران گرامی :

وقتی بچه تون اومد خونه عطر زده بود

آدامس هم مجویید

هیچوقت ازش نپرسین : “سیگار کشیدی!؟”

مستقیم بزنین زیر گوشش !

.

.

.

بعد از نامزدی

دختر به پسر:

دیگه حق نداری به بقیه دخترا نگاه کنیا…الان دیگه تعهد داری

پسر: جان؟! منظورت چیه ؟

وقتی آدم تو رژیمه دلیل نمیشه به منو ( Menu ) نگاه نکنه !

.

کامنت گذاران به بهشت میروند.

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت16:31توسط الهه و فائزه و سارا |
آیا شما فرد نرمالی هستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما یک فردنرمال هستید در صورتی که:


۱. عضو فیس بوک باشین



۲. موبایل داشته باشین



۴. وقت بذارین برای وب گردی Computer



۵. متوجه نشدین که این مطلب شماره ۳ نداره؟؟Capricorn



۷. الان رفتی چک کنی ببینی ۳ هست یا نه؟



۸. شماره ۶ کجاست؟



۹. چک کردی؟ حالا لبخند میزنی؟



۱۰. شماره ۱ کجاست؟



۱۱. رفتی اینم چک کنی؟؟؟ واقعا که !!



خدا وکیلی تو الان فکر میکنی نرمالی؟ هان؟

+نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391ساعت16:24توسط الهه و فائزه و سارا |
بد شانسی در این حد...
یارو نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش !
مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت !
مرده یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعدا
مرگ : نه اصلا راه نداره ! همه چی طبق برنامست ! طبق لیست من الان نوبت توئه
مرده گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر . . .
مرگ قبول کرد و مرده رفت شربت بیاره ! توی شربت ۲ تا قرص خواب خیلی قوی ریخت !
مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت . . .
مرده وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد نوشت آخر لیست و منتظر
شد تا مرگ بیدار شه . . .
مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت ، به
خاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن می کنم...
+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1391ساعت18:53توسط الهه و فائزه و سارا |
درباره مورچه ها...
عکس های خنده دار و دیدنی آخر هفته !! (69) www.taknaz.ir
+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1391ساعت19:12توسط الهه و فائزه و سارا |
جالبه

زنها دو برابر مردها حرف می‌زنند

 
--- مرد در حالى که داشت روزنامه می‌خواند رو به زنش کرد و گفت: در روزنامه نوشته بررسيهايى که به عمل آمده نشان می‌دهد زنها روزانه ۳۰,۰۰۰ کلمه حرف می‌زنند در حالى که اين ميزان در مورد مردها فقط ١٥٠٠٠ کلمه است.زن گفت: علتش اين است که ما بايد هر چيز را دوبار تکرار کنيم تا مردها بفهمندمرد گفت: چی؟!!!!
سرگرمی شیمی
https://lh3.googleusercontent.com/-0XJBSrxMWWY/T79nBn1ZG6I/AAAAAAABf_k/1bjJUlXmF9M/s288/6.gif

+نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت18:38توسط الهه و فائزه و سارا |
سوال...

توجه داشته باشید که باید بدون مکث جواب بدید !

1) یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط می‌کند. بازماندگان از سقوط را در کجا دفن می‌کنند؟

کانادا – آمریکا – هیچ‌کدام

۲) یک خروس در بام خانه‌ای که شیب دوطرفه دارد، تخم می‌گذارد. این تخم از کدام طرف می‌افتد؟

شمال – جنوب – هیچ‌کدام


size=x-small][size=medium] )خانمی‌عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایل‌ او به رنگ قرمز است. او در آپارتمانی یک طبقه که قرمزرنگ است، زندگی می‌کند. صندلی و میز او قرمزرنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. کفپوش آپارتمان و فرش‌ها نیز قرمزرنگ هستند.تلویزیون هم قرمز رنگ است. سریع پاسخ دهید که پله‌های آپارتمان چه رنگی هستند؟

قرمز – آبی – هیچ‌کدام


4) پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند، به بیمارستان می‌برند.پدر در راه بیمارستان فوت می‌کند ولی پسر را به اتاق عمل می‌برند. پس از مدتی دکتر می‌گوید من نمی‌توانم این شخص را عمل کنم، به علت اینکه او پسر من است.آیا به نظر شما این داستان می‌تواند صحت داشته باشد؟

آری – خیر – هیچ‌کدام


۵ ) اگر چهار تخم‌مرغ، آرد، وانیل، شکر، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید، آیا کیک خواهید داشت؟

آری – خیر – هیچ‌کدام


۶) آیا می‌توانید از منزلتان بالاتر پرش کنید؟

آری – خیر – هیچ‌کدام


۷ ) یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگین‌تر از یک کیلو گرم پنبه است؟

۱گرم – ۱۰۰گرم – هیچ‌کدام


۸ ) مردی به طرف یک پلیس که در حال جریمه کردن اتومبیل بود، می‌رود و التماس می‌کند که پلیس جریمه نکند ولی آقای پلیس قبول نمی‌کند. به پلیس نه یک بار بلکه هشت بار بد دهنی می‌کند.جواب دهید که این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟

۸ بار – ۹بار – هیچ‌کدام


۹ ) اگر تمام رنگ‌ها را با هم کنید، آیا رنگین کمان خواهیم داشت؟

آری – خیر – هیچ‌کدام


۱۰ ) گرگی به بالای کوه می‌رود تا غرش شبانه‌اش را آغاز کند.چه مدت طول می‌کشد تا به بالای کوه برسد؟

دو‌شب – پنج‌شب – هیچ‌کدام


۱۱) اگر به‌طور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکی‌تان شوید، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود؟

آری - خیر – هیچ‌کدام


۱۲) آیا امکان دارد یک نفر سریع‌تر از رودخانه می‌سی‌سی‌پی شنا کند؟

آری – خیر – هیچ‌کدام


۱۳) آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق می‌گیرند. پس از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس می‌گیرد.با این حال، پس از پنج سال با اینکه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسمیت می‌شود. آیا این قضیه امکان‌پذیر است؟

آری – خیر – هیچ‌کدام


۱۴) آقای جیم کوک مشکوک به قتل است ولی وقتی که پلیس از او سوال می‌کند که در موقع قتل کجا بوده است، آقای جیم می‌گوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه‌ام بوده‌ام. حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح می‌دهد.آیا این موضوع ثابت می‌کندکه آقای جیم بی‌گناه است؟

آری – خیر – هیچ‌کدام


۱۵) یک شترمرغ تصمیم می‌گیرد که به وطنش بازگردد.چه موقع برای پرواز او به جنوب مناسب است؟

بهار – پاییز – هیچ‌کدام


۱۶ ) جمله بعدی صحت دارد.جمله قبلی غلط است.آیا این قضیه منطقی است؟

آری – خیر – هیچ‌کدام


۱۷) آیا امکان دارد که یک اختراع قدیمی‌قادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟

آری – خیر – هیچ‌کدام


۱۸) اگر بخواهید یک نامه به دوست‌تان بنویسید، ترجیح می‌دهید با شکم پر یا با شکم خالی بنویسید؟

پر – خالی – هیچ‌کدام

((دوستان گلی که رمزو میخوان اول باید جواب سوالارو برای ما کامنت کنن بعد ما رمزو بهشون میدیم...))

ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1391ساعت15:53توسط الهه و فائزه و سارا |
بد شانسیو حال کن ترو خدا...
+نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1391ساعت21:44توسط الهه و فائزه و سارا |
چه حسی بهت دس میده وقتی...
رفتی حموم... تموم شدی می خوای بیای بیرون...حولت یادت رفته!
داد می زنی: یکی حوله منو از رو تختم بده...
.
در یکم باز میشه یه دستی حوله رو میده بهت...
.
.
می گیری، تشکر می کنی... خودتو خشک می کنی... لباس می پوشی...

دستتو که میذاری رو دستگیره درو باز کنی بیای بیرون یادت میفته همه مسافرتن و تو تو خونه تنها بودی...!!!
.
حستو بگو.......
+نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1391ساعت20:17توسط الهه و فائزه و سارا |
پیام تولد
سلام بچه ها امروز تولد الهه هست

تولدت مبارک از طرف سارا جووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون

+نوشته شده در شنبه سی ام دی 1391ساعت19:14توسط الهه و فائزه و سارا |
چی مینوشتین...؟
+نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت22:19توسط الهه و فائزه و سارا |
طنز...
به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، بر میگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!!

 

قبلا برق میرفت بابامون سر فحش رو میکشید به اداره برق، الان برق میره خوشحال هم میشه !!

 

خانومه ناراحت توی تاکسی: به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم !!

 

فدراسیون فوتبال فقط تو 6 ماه، نیم میلیاد تومن از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته، یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا هم زده بالا !!

 

ایران که هستیم توی سوپر مارکت ها دنبال جنس خارجی میگردیم، بعد خارج که میریم، میافتیم دنبال جنس ایرانی! < وای عزیزم; پفک نمکی ! >

 

تو سریال ستایش زنه به شوهرش میگه باردارم ، شوهره به جای اینکه بغلش کنه میره بیرون. رو به بقاله داد میزنه هوووووووووراااا !!

 

میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو میزنی پول برمیداری. بار دوم کارتو میذاری، رمزو اشتباه میزنی، یکی از پشت میگه: اقا رمزتو اشتباه زدیها !!!

 

سر بازه اومده جلوی دبیرستان دخترانه کشیک بده مزاحمت ایجاد نشه، خودش چشمک میزنه به ملت !!

 

پسورد اینترنت وایرلسم رو عوض کردم، همسایمون زنگ زده میگه پسوردتو عوض کردی ؟ میگم: نه! میگه اخه قبلا شماره موبایلت بود، الان هر چی میزنم کانکت نمیشم !!

 

تو کوچه ترقه زدن ، پیرزنه دم در وایستاده بود هفت جد و اباد طرف رو نفرین کرد، دو دقیقه بعد نوه خودش ترقه زد در حد بمب هیدروژنی! پیرزنه گفت: قربون قد و بالات مادر مواظب باش !!!

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1391ساعت21:33توسط الهه و فائزه و سارا |
داسان جالب...
یه آقایی توی اتوبان با سرعت 180 کیلومتر در ساعت می رفته که پلیس
 با دوربینش شکارش می کند و ماشینش رو متوقف می کند. پلیس میاد
 کنار ماشین و میگه گواهینامه و کارت ماشین !
راننده میگه :من گواهینامه ندارم.این ماشینم ماله من نیست کارت ماشین 
 هم پیشه من نیست.من صاحب ماشین رو کشتم جنازه شم انداختم تو 
صندوق عقب. چاقوشم صندلی عقب گذاشتم. حالا هم داشتم میرفتم از
 مرز فرار کنم که شما منو گرفتین.
مامور پلیس که حسابی گیج شده بود بی سیم می زنه به فرماندش و عین
قضیه رو گزارش میدهد و در خواست کمک فوری می کنه فرمانده اش هم 
به او می گه که کاری نکند تا او خودشو برسونه.
فرمانده در اسرع وقت خودشو به محل می رسوند و به راننده می گوید : 
اقا گواهینامه ؟
یارو گواهینامه اش رو از تو جیبش در میاره و به فرمانده می دهد.
فرمانده می گه اقا کارت ماشین؟
راننده کارت ماشین که به نام خودش بوده در میاره و می دهد به فرمانده
فرمانده که روی صندوق عقب چاقویی پیدا نکرده عصبانی دستور میدهد تا
 راننده در صندوق عقب را باز کند.
راننده در صندوق رو باز می کند و فرمانده می بینه که صندوق هم خالیست
فرمانده که حسابی گیج شده بود به راننده میگه "پس این مامور ما چی میگه؟
رانندهه می گه:چه میدونم والا جناب سرهنگ.لابد الانم می خواد
 بگه من 180 تا سرعت می رفتم!!!
 نه خدایی جالب نبود ؟؟؟ چشمک
+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم دی 1391ساعت21:28توسط الهه و فائزه و سارا |
خواهش سارا جان<اعتماد ب نفسوحال کردی؟>

لطفا اسم خواننده مورد علاقتونو تونظر برامون بنویسین تا براتون ازاون فرد اهنگ بذاریم.

قابل توجه الهه وفائزه چون من بلد نیستم

+نوشته شده در یکشنبه دهم دی 1391ساعت11:50توسط الهه و فائزه و سارا |
فقط محض خنده...
اگه آدم به معجزه معتقد نبود روزی ده بار
نمیرفت سر یخچال تا چیزی که می خوادو پیدا کنه !
*
این خیلی بده که یه آهنگ عاشقانه شما رو یاد 4 – 5 نفر بندازه ….
*
کاش یکی بود تو اینترنت چایی پخش میکرد دیگه از پا کامپیوترم بلند نمیشدیم
*
تا حالا دقت کردین یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی
همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون… تازه میفهمی چه غلطی کردی!!!
*
همین روز است گداها سر چهارراه با دستگاه کارتخوان بیان سراغمون…!!!!
*
ﺩﯾﺸﺐ ﻫﺮ چی ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﻮﻧﺪﻡ
ﺍﯾﺮﺍﻧﺴﻞ ‌ﺑﻬﻢ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻧﺪﺍﺩ، ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﮐﺎﺭﯾﻪ و من دچار سو تفاهم شده بودم
*
توی تهران، کل جدول مندلیف رو با یه نفس میکشی تو بدن!
*
میگن پول خوشبختی نمیاره … ولی من ترجیح میدم توی لامبورگینی گریه کنم…
*
یه ضرب المثل هست که میگه:
شـــانـــــس یــــه بـــار در خــونــه آدمـــو میــــزنـــه
بَـــدشــــانـــســـی دســـتـــش رو از روی زنـــگـــــــ بـــر نـــمیـــداره
بـــدبــَـخـــتـــی هَـــم کـــه کـــلاً کـــلیــد داره
*
یه قانون نانوشته میگه :
اگه یه هفته ام وقت داشته باشی
باید کل کتابو شب امتحان بخونی !
*
به مامانم میگم سرم درد میکنه …
میگه چرا ؟
میگم شاید تومور مغزی دارم …
میگه خفه شو ذلیل مرده …
این حرفا چیه میزنی …
منظورش اینه که خدا نکنه عزیزم !!!
البته فکر کنما!!!
+نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1391ساعت14:22توسط الهه و فائزه و سارا |
تبریک عید بیگانگان
کریسمس همتون مبارک 

بچه ها این ادرس ایمیلمه حتما ایمیل بدین از ایمیلاتون انرژی میگیرم    

SARAFARZANEH@MAILFA.COM

خواهشا ادرس ایمیلاتونوتونظربنویسین

                                                                                                                                                                                                                                  

+نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1391ساعت20:10توسط الهه و فائزه و سارا |
قالبی که الهه گذاشت
سلام دوستان

اومدم دیدم بحث سر قالبه، گفتم تا باز این فائزه و سارا دعواشون نشده بیام قالبو عوض کنم.حالا نظرتونو برا  قالبی که گذاشتم بگین

+نوشته شده در چهارشنبه ششم دی 1391ساعت19:29توسط الهه و فائزه و سارا |
غذر خواهی

سلام بچه ها ببخشید اگه چن وقتیه نمیایم وب

آخه امتحانامون شروع شدنو ماهم بچه خر خــــــــــــــــــــــون

 

جدا از اینا....

بچه ها این قالبو سارا خانم انتخاب کرده بنظرتون این قشنگ تره یا قبلی آخه قبلی رو من انتخاب کرده بودم الی جونم که هنوز تو مقام کشکی مونده..!!!

فائزه جون به دستی گذاشتم حالت بدشه

+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر 1391ساعت16:17توسط الهه و فائزه و سارا |
بخونیدا...
روزي بود روزگاري نداشت جنگلي بود كه درخت نداشت در اين جنگل شكارچي بود كه تفنگ نداشت روزي اين شكارچي باتفنگي كه فشنگ نداشت آهويي شكار كرد كه سر نداشت وآنرا در كيسه اي انداخت كه ته نداشت اين شعر شاعري داشت كه اسم نداشت درسته سروته نداشت اما ارزش سر كار گذاشتن روداشت!!!
+نوشته شده در شنبه یازدهم آذر 1391ساعت16:14توسط الهه و فائزه و سارا |
معجزه ای درباره زندگی آیندتون...

خط به خط تا ته بخون...ضرر نمیکنی

.

.

.

.

ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر 1391ساعت14:56توسط الهه و فائزه و سارا |
حرفای من و خدا...

 

گفتم:خدايا از همه دلگيرم. گفت:حتي من؟

گفتم:خدايا دلم را ربودند! گفت:پيش از من؟

 گفتم:خدايا چقدر دوري؟ گفت:تو يا من؟

 گفتم:خدايا تنهاترينم! گفت:پس من؟

 گفتم:خدايا کمک خواستم. گفت:از غير من؟

 گفتم:خدايا دوستت دارم. گفت:بيش از من؟

 گفتم:خدايا انقدر نگو من! گفت:من تو ام تو من

+نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان 1391ساعت23:52توسط الهه و فائزه و سارا |
ماهی به رنگ عشق

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا

 

بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا

 

 سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش

 

بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش

 

 سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی

 

به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدی

 

 سـلام من بــه مـحـرم  بـه کـربـلا و جـلالــش

 

به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش

 

 سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب

 

بـه بــی نـهــایــت داغ  دل شـکــستــه زیـنـب

 

 سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل

 

بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل

 

 سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر

 

بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر

 

 سلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم

 

به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم

 

 سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر

 

به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر

 

 سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه

 

بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه

 

 سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش

 

بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش

 

 سلام من بـه محرم  بـه مسـلـم و به حـبـیـبش

 

به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش

 

سلام من بـه محرم  بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب

 

بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب

 

 سلام من به محـرم  به شـور و حـال عیـانـش

 

سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

 

 

 

السلام علی الشیب الخضیب السلام علی الخد تریب السلام علی البدن السلیب السلان علی الثغر المقروع السلام علی الراس المرفوع

+نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت12:30توسط الهه و فائزه و سارا |


قالب وبلاگ - سرویس خواب - گویا آی تی - تک تمپ - شمیران کوه | ایران بلاگ - گرافیک - وبلاگ